أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

159

قانون ( فارسى )

قى كردن خون احساس آسودن مىكند ، خونى كه برآورده است درست و بىخلل است ، نه تندمزاج و خورنده و به‌علاوه گنديدهء قرحه‌اى نيست . اگر خون برآورده از اثر چسبيدن زالو به معده يا مرى باشد ، نشانش اين است كه خون آبكى و خونابه آلوده به چرك است . شايد بيمار آبى نوشيده كه زالو در آن بوده است . اگر سبب خون قى كردن بواسير است - كه گاه‌گاهى رخ مىدهد - بيمار از آن بهره بيند و رنگ چهرهء انسان زرد است . - خون قى كردن كه از خود معده آيد يا از كبد و طحال به معده آمده و معده به وسيله‌اى آن را بيرون رانده است چيست ؟ - خون برآورده اگر از طحال آمده ، يا از كبد سرچشمه گرفته . آزارى همراه ندارد . اما اگر از خود معده است آزار همراه دارد . همچنين خون برآورده اگر از طحال نشانى دارد ، سياه تيره‌رنگ است و - چنان كه گفتيم - شايد ترش‌مزه هم باشد . و ممكن است انسان تكه گوشتهايى را قى كند كه شرح آن را هم بيان كرديم . فصل هفتم علاج قى به‌طور عموم اگر تشخيص دادى كه خوراك تباه شده در معده سبب قى كردن شده است : 1 - غذاى بهتر سفارش بده و بگذار بيمار غذاى خوب بخورد . 2 - از داروهاى تقويت‌كنندهء معده كه خوش‌بو باشند - و بعدا آنها را ذكر خواهيم كرد - استفاده كن ! آن داروها برحسب مزاج بيمار ممكن است سردمزاج يا گرم‌مزاج باشند . اگر تشخيص دادى كه قى كردن از اثر وجود مادهء بدجنس يا مادهء زياد در معده است بايد آن مادهء خرابكار را به هر وسيله‌اى كه باشد بيرون برانى و معده را پاكسازى كنى . با داروهاى تناولى ، وسيلهء حقنه ، وسيلهء غذا كم خوردن بيمار ، با غذاى نرمىبخش . و حتى مىتوانى بيمار را به روزه‌گيرى و ورزش كردن نرم و آهسته وادار كنى . اگر بيمارى از آن نوع بيماريها باشد كه حقنه به كار بردن در آن روا است ، از حقنه استفاده كن ! زيرا حقنه مادهء بدجنس را به سوى پايين مىكشاند . بسيار رخ داده كه حقنهء تندمزاج از قى كردن جلوگيرى كرده است . و ممكن است درد را داروى معالج درد كنى . « 1 » مثلا كسى از اثر وجود مادهء ناباب در معده‌اش مبتلا به قى كردن است . تو او را وادار به قى كردن كن كه مادهء خرابكار موجود با قى كردن زوركى بيرون آيد ، با نوشيدن آب گرم يا وسيلهء آب گرم و اسكنجبين ، يا وسيلهء مخلوط آب گرم و آب شبت ، يا وسيلهء آب ترب و عسل و غيره - كه همه را قبلا دانسته‌اى - بيمار را وادار به قى كردن كن !

--> ( 1 ) - ابو نؤاس گويد : دع عنك لومى فان اللوم اغراء * و داونى باللتى كانت هى الداء ( م ) . .